JavaScript Codes
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

نیلوفرانه
 
"دل من دیر زمانی است که می پندارد: "دوستی گلی است" ؛ مثل نیلوفر و ناز ساقه ترد و ظریفی دارد"

به وبلاگ نیلوفرانه خوش آمدید
 


نوشته شده در تاریخ 1 دی 92 توسط حسین اناری

یک روز پدر بزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی که بسیار گرون قیمت بود، و با ارزش، وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه مال خود خودته و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده.
من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم، چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندی؟ گفتم نه، وقتی ازم پرسید چرا گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندی زد و رفت، همون روز عصر با یک کپی از روزنامه همون زمان که تنها نشریه بود برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روی میز، من داشتم نگاهی بهش مینداختم که گفت این مال من نیست امانته باید ببرمش، به محض گفتن این حرف شروع کردم با اشتیاق تمام صفحه هاش رو ورق زدن وسعی میکردم از هر صفحه ای حداقل یک مطلب رو بخونم.



ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج و خانواده، 
نوشته شده در تاریخ 26 مرداد 92 توسط حسین اناری

چیزی به پایان یک خاطره ی عجیب نمانده...

 

چیزی نمانده که من دیگر ،یکی دیگر نباشم...

 

چیزی نمانده که من دیگر حتی من نباشم...

 

آخ که چه سخته وقتی میخوای عادت ها رو با تمام خاطراتی که با اون ها داری ول کنی...

 



ادامه مطلب

طبقه بندی: عاشقانه ، 
نوشته شده در تاریخ 12 مرداد 92 توسط حسین اناری

سر خاك من .....؟

اونیكه بیشتر اذیتم كرد بیشتر گریه میكنه ........!

اونیكه یه روزی منو نخواست بلاخره میاد دیدن جسدم .....!

اونیكه حتی نیومد تولدم زیر تابوتمو میگیره.....!

اونیكه سلام نمیكرد ، میاد برای خداحافظی ....!

عجب روزیه اون روز......!

حیف كه اون روز خودم نیستم ......!





نوشته شده در تاریخ 9 اردیبهشت 92 توسط حسین اناری

اگر خوشبختی را برای یک ساعت می خواهید، چرت بزنید.
اگر خوشبختی را برای یک روز می خواهید، به پیك نیك بروید.
اگر خوشبختی را برای یک هفته می خواهید، به تعطیلات بروید.
اگر خوشبختی را برای یک ماه می خواهید، ازدواج كنید.
اگر خوشبختی را برای یک سال می خواهید، ثروت به ارث ببرید.
... اگر خوشبختی را برای یک عمر می خواهید، یاد بگیرید كاری را كه انجام می دهید دوست داشته باشید .........





طبقه بندی: ادبیات،  جالب وخواندنی، 
نوشته شده در تاریخ 9 اردیبهشت 92 توسط حسین اناری

توانا بود هر که دارا بود ، ز ثروت دل پیر برنا بود
پر قو بود پول را رختخواب ، هنر رختخوابش مقوا بود

به ثروت هر آن ابله بی سواد ، به نزد کسان وه ! چه آقا بود
همه سهم استاد دانشکده ، پشیزی حقوق و مزایا بود

فقان سهم مردم ز نان و لباس ، از آن سوی ویترین تماشا بود
به لیفتینگ و ماساژ و میزامپیلی ، ننه کبلعلی هم گلارا بود

به زور رژ و سایه و خط لب ، اگر پیر و عفریته زیبا بود
بنوشند بازاریان خون خلق ، کشان خون مردم گوارا بود

کدامین کس از شاعری برج ساخت ، چه حافظ چه سعدی چه لورکا بود
ره کسب پول و درم دزدی است ، که از درس و تحصیل دارا بود

از این پس پدر زیر خرج گران ، بزاید برش کار ماما بود
از این پس پسر می نویسد دگر ، هر آن کس که نان داد بابا بود





طبقه بندی: طنز، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:180)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : حسین اناری
قالب وبلاگقالب وبلاگ

دانلود آهنگ جدید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic